داستان زیبای عشق به مادر

تحقیقات نشان داد که آن دختر براستی سال ها قبل مرده و دکتر وایر میچل شاهد واقعه ای ماوراء الطبیعه بوده است!


 

دکتر اس. وایر میچل متخصص برجسته ی اعصاب در فیلادلفیا، در یک غروب زمستانی بعد از کار روزانه بر روی صندلی به خواب رفته بود، که با صدای زنگ در بیدار شد و دید که دختر لا غری که از سرما می لرزد تقاضا دارد که مادرش را معاینه و معالجه کند. او توضیح داد که حال مادرش وخیم است. دختر کفشهای فرسوده به پا و شال نخ نمایی به دور گردنش پیچیده بود.


دکتر به دنبال او در خیابان های پوشیده از برف محلات قدیمی روانه شد. از پله های عمارتی قدیمی بالا رفتند. در طبقه‌ی بالا دکتر زنی مریض را دید که سابقا پیشخدمت خانه ی او بود. او بیماری زن را سینه پهلو تشخیص داد و داروهای لازم را تجویز کرد و دارویی نیز به او خوراند که حال زن را بهتر کرد سپس به او برای داشتن چنان دختر وظیفه شناسی تبریک گفت.

زن پیر با کمال تعجب گفت که شماهها قبل مرده و کفشها و شال او در گنجه است. دکتر نگاه کرد و همان شال و کفشها را دید که بر تن دختری بود که او را به اینجا آورده بود. اما هر دوی آن ها خشک بود و نمی توانست در آن شب برفی مورد استفاده قرار گرفته باشد.

تحقیقات نشان داد که آن دختر براستی سال ها قبل مرده و دکتر وایر میچل شاهد واقعه ای ماوراء الطبیعه بوده است!
هر چند که خیلی ها معتقدنشد این فقط میتونه حاصل عشق حقیقی دختر به مادرش باشد!

حکایت پند آموز سیب

 

وقتی کسی به شما جوابی را می دهد که با آن چیزی که انتظار دارید متفاوت است، فکر

نکنید که آنها در اشتباه هستند. شاید زاویه ای است که شما به هیچ وجه درک نکرده اید.


 

يك معلم رياضي که به يك پسر پنج ساله رياضي ياد ميداد ازش پرسيد: اگر من بهت يك


سيب و يك سيب و يكي بيشتر سيب بدهم تو چند تا سيب خواهي داشت؟

پسر بعد از چند ثانيه با اطمينان گفت: ۴ تا!

معلم نگران شده انتظار يك جواب صحيح آسان رو داشت (۳).

او نا اميد شده بود. او فكر كرد "شايد بچه خوب گوش نكرده است” تكرار كرد: پسرم، خوب

گوش كن. اگر من به تو يك سيب و يك سيب ديگه و يكي بيشتر سيب بدهم تو چند تا سيب

خواهي داشت؟

پسر كه در قيافه معلمش نوميدي مي‌ديد دوباره شروع كرد به حساب كردن با انگشتانش در

حاليكه او دنبال جوابي بود كه معلمش رو خوشحال كند تلاش او براي يافتن جواب صحيح نبود

تلاشش براي يافتن جوابي بود كه معلمش را خوشحال كند.

براي همين با تامل پاسخ داد "۴″

نوميدي در صورت معلم باقي ماند. به يادش اومد كه این دانش آموز توت فرنگي رو دوست

دارد. او فكر كرد شايد پسرك سيب رو دوست ندارد و براي همين نمي‌تونه تمركز داشته

باشه. در اين موقع او با هيجان فوق العاده و چشم‌هاي برق‌زده پرسيد: اگر من به تو يك

توت فرنگي و يكي ديگه و يكي بيشتر توت فرنگي بدهم تو چند تا توت فرنگي خواهي داشت؟

معلم خوشحال بنظر مي‌رسيد و پسرك با انگشتانش دوباره حساب كرد.

هیچ فشاری روی او نبود اما روی معلم کمی وجود داشت. او می خواست رویکرد جدیدش به

موفقیت بیانجامد. دانش آموز با لبخندی توام با تامل جواب داد "۳؟″

حالا خانم معلم تبسم پيروزمندانه داشت. رویکردش موفق شده بود. او می خواست به

خودش تبريك بگه ولي يه چيزي مونده بود او دوباره از پسر پرسيد: اگر من به تو يك سيب و

يك سيب ديگه و يكي ديگه بيشتر سيب بدهم تو چند تا سيب خواهي داشت؟

پسرك فوري جواب داد "۴″!

خانم معلم مبهوت شده بود و با صداي گرفته و خشمگين پرسيد چطور ؟ آخه چطور؟ پسرك با

صداي پايين و با تامل پاسخ داد "براي اينكه من قبلا يك سيب در كيفم داشتم”



نتیجه اخلاقی داستان :

وقتی کسی به شما جوابی را می دهد که با آن چیزی که انتظار دارید متفاوت است، فکر

نکنید که آنها در اشتباه هستند. شاید زاویه ای است که شما به هیچ وجه درک نکرده اید.

باید گوش دهید و درک کنید، اما هرگز با یک تصور از پیش تعیین شده گوش ندهید.

 

داستان کوتاه مادر زن یا پدر زن

فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم شکه روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»


 

کی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخری رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟
همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم شکه روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»

داستان کوتاه بازديد از بيمارستان رواني..

 

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک ...............



به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که

یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک

سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
.
.
.
.
.
.
.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما می‌خواهید

تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

داستان کوتاه کارمند تازه وارد

صداي آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحني حق به جانب گفت: «و تو ميداني با كي حرف ميزني، بيچاره.»


 

مردي به استخدام يك شركت بزرگ چندمليتي درآمد. در اولين روز كار خود، با كافه تريا تماس گرفت و فرياد زد: «يك فنجان قهوه براي من بياوريد.»
صدايي از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلي را اشتباه گرفته اي. مي داني تو با كي داري حرف مي زني؟»
كارمند تازه وارد گفت: «نه»
صداي آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحني حق به جانب گفت: «و تو ميداني با كي حرف ميزني، بيچاره.»
مدير اجرايي گفت: «نه»
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سريع گوشي را گذاشت.
 

داستان کوتاه - انعکاس تو

مردم این پدیده را اكو می نامند اما در واقع این زندگی است. هر چیزی كه انجام دهی یا بگویی بسوی تو باز خواهد گشت و زندگی انعكاس
كارهای ماست. اگر در دنیا بدنبال عشق باشی، در حقیقت عشق را بوجود می آوری


 

پدر و پسر در كوه ها قدم می زدند.
ناگهان پسرك زمین خورد و صدمه دید فریاد كشید ووواو... با كمال تعجب شنید صدایی در كوهستان تكرار كرد ووواو...
با تعجب فریاد كشید" تو كی هستی؟"
و جواب شنید" تو كی هستی؟" 
پسرك فریاد كشید" من تو را تحسین می كنم" 
صدا جواب داد "من تو را تحسین می كنم" 
پسرك عصبانی شد و فریاد زد "ترسو" و جواب شنید"ترسو"

پسرك به طرف پدرش برگشت و پرسید "داره چه اتفاقی می افته؟" 
پدر لبخندی زد و گفت:"پسرم دقتكن" و فریاد كشید،تو یك قهرمان هستی" صدا پاسخ داد "تو یك قهرمان هستی."

پسرك شگفت زده شد اما چیزی دستگیرش نشد.پدر پاسخ داد : 
مردم این پدیده را اكو می نامند اما در واقع این زندگی است. هر چیزی كه انجام دهی یا بگویی بسوی تو باز خواهد گشت و زندگی انعكاس
كارهای ماست. اگر در دنیا بدنبال عشق باشی، در حقیقت عشق را بوجود می آوری. اگر رقابت بیشتری بخواهی، رقابت را بوجود می آوری. و این هماهنگی میان همه چیز و در همه جوانب زندگی برقرار است.تو هر چیزی را كه به زندگی بدهی،زندگی همان را به تو خواهد داد.
زندگی تو یك اتفاق نیست،آن ها انعكاس وجود خود تو هستند...

داستان کوتاه - کودک و خدا

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..


 

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد
اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود
کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..
خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:
نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...
*** مـادر***
صدا کنی

 

داستان کوتاه - منطق چیست ؟

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی


 

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟
استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد – پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی

داستان کوتاه - آرزوی دانه کوچک

 

سال‌ها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمی‌توانست ندیده‌اش بگیرد. سپیداری که به چشم همه می‌آمد.


 

"من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید .”



اما هیچکس جز پرنده‌ها‌یی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره‌هایی که به چشم آذوقه زمستان به او نگاه می‌کردند، به او توجهی نمی‌کرد.



دانه خسته بود از این زندگی؛ از این‌ همه گم‌ بودن و کوچکی خسته بود. یک روز رو به خدا کرد و گفت:



"نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچ‌کس نمی‌آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می‌آفریدی.”



خدا گفت:"اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فکر می‌کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ‌شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده‌ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می‌خواهی به چشم بیایی، دیده نمی‌شوی. خودت را از چشم‌ها پنهان کن تا دیده شوی.”



دانه کوچک معنی حرف‌های خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد.



سال‌ها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمی‌توانست ندیده‌اش بگیرد. سپیداری که به چشم همه می‌آمد.

داستان زیبای خیر و شر

بقیه‌ی محکومات نیز از تار استفاده کردند و شروع به بالا رفتن کردند. اما مرد از ترس پاره‌شدن تار، برگشت و آن‌ها را به پایین هُل داد.


 

مرد بدکاری هنگام مرگ، ملکه‌ی دربان دوزخ را دید. ملکه گفت: کافی است که فقط یک کار خوب کرده باشی،تا همان یک‌ کار، تو را برهاند. خوب فکر کن.
مرد به‌خاطر آورد یک‌بار که در جنگلی قدم می‌زد، عنکبوتی سر راهش دیده بود و برای این‌که عنکبوت را لگد نکند، راهش را کج کرده بود.
ملکه لبخندی به‌لب آورد و در این هنگام، تار عنکبوتی از آسمان نازل کرد، تا به مرد جوان اجازه‌ی صعود به بهشت را بدهد.
بقیه‌ی محکومات نیز از تار استفاده کردند و شروع به بالا رفتن کردند. اما مرد از ترس پاره‌شدن تار، برگشت و آن‌ها را به پایین هُل داد.
در همان لحظه، تار پاره شد و مرد به دوزخ بازگشت.
آن‌گاه شنید که ملکه می‌گوید: شرم‌آور است که خودخواهی تو، همان تنها خیر تو را به شر مبدل کرد.

 

داستان کوتاه - راز گل سرخ

گل گفت خدایا منو ببخش تو چقدر مهربون هستی و ما چقدر نادون
اما یه چیزی روی گل مونده بود
رنگ گل از داغ عشق سرخ سرخ شده بود.


 

یه روز خدا یک گلی رو از بهشت به زمین فرستاد

و به اون گفت روی زمین برای خود نقطه‌ای پیدا کن تا همون‌جا منزلگاه تو باشه
گل از اون بالا منطقه‌ای رو دید زرد رنگ،
سرزمین وسیع و پهناوری بود
پیش خودش گفت من همین‌جا می‌مونم
رو به خدا کرد و گفت:
خدایا منو همین‌جا قرار بده
خدا گفت گل من اینجا مناسب تو نیست؛
گل گفت خدایا خودت به من گفتی انتخاب کن و من هم اینجا رو انتخاب کردم
خدا گفت:
نه همین که گفتم
گل نالید که خدایا تو دل منو آزردی
چرا با من این کار رو کردی
کره زمین می‌چرخید و گل نظاره‌گر زمین بود
ناگهان گل منطقه‌ای رو دید آبی
رنگ آبی که از بالا برق زیبایی داشت
زیبایی و برق رنگ آبی
دل گل رو با خودش برد
گل گفت خدایا من اینجا رو می‌خوام
خدایا من و همین‌جا پایین بزار
خدا گفت گل من اینجا هم مناسب تو نیست
گل گفت خدایا چرا منو اذیت می‌کنی چرا به من سخت می‌گیری
تو دل منو گل آفریدی
شکننده و عاشق و حالا مدام دل عاشق منو می‌شکنی
چرا اون چیزی که بهش علاقه‌مند می‌شم و عاشق رو از من دور می‌کنی
خدا گفت همین که گفتم؛
و کره زمین همچنان می‌چرخید
گل گریه می‌کرد و با چشمان گریان به زمین نگاه می‌کرد
دلش گرفته بود
خسته شده بود
دوری اون دوتا سرزمین خیلی اذیتش می‌کرد
به طوری که از خدا آرزوی مرگ می‌کرد.
دوست داشت زود منزلگاهی رو پیدا کنه
دیگه براش هیچی مهم نبود عشق مهم نبود، فقط یه چیز مهم بود
دیگه خسته شده بود دوست داشت سریع جایی رو پیدا کنه و توش منزل کنه
ناگهان چشم گل به سرزمینی افتاد سبز و زیبا
گل پیش خودش فکر کرد و گفت
عجب جایی چقدر اینجا سبزه
سبز مثل برگهام
مثل ساقه‌ام
حتما اینجا جای منه
خدا می‌خواسته من اینجا باشم که نگذاشته او دو مکان قبلی بمونم
آره بابا جای من اینجاست
گل عاشق و دل داده‌تر از گذشته شده بود
عاشق‌تر از گذشته
رو به خدا کرد و گفت خدایا فهمیدم چقدر دوستم داری
تو همین رو می‌خواستی
خدایا منو اینجا قرارم بده
زود باش دیگه طاقت ندارم
خدا گفت گل من اینجا هم مناسب تو نیست
جای دیگه‌ای رو انتخاب کن
گل گریه کرد و گفت:
خدایا چرا با من اینکار رو می‌کنی
من گلم دل منو نشکن
خدایا من با تو قهر می‌کنم
خودت برام جایی پیدا کن
تو برای خواسته‌های من اهمیتی قایل نیستی
خدا گفت: به من توکل می کنی‌؟
گل گفت: هر کاری دوست داری بکن.
خدا دست گل رو گرفت و در تاریکی شب او را در جایی گذاشت.
گل از بس گریه کرده بود خوابش گرفت
و ندید که خدا او را کجا گذاشت.
گل خواب بود که نوری ملایم به چشمش خورد
آروم چشماش رو باز کرد
تا چشماش رو باز کرد
دونه دونه‌های آبی خنک ریخت روی صورتش
گل خیلی تشنه بود
تشنه تشنه
با قطره‌های آب تشنگیش رو بر طرف کرد
با آب چشماشو شست
وقتی چشماش بازتر شد
دید پیر مردی مهربان با وجدی که توی چشماش فریاد می‌زد
داره گل رو نگاه می‌کنه
گل اطرافشو نگاه کرد
خدا اونو گذاشته بود توی یه باغچه کوچک
توی خونه یه پیرمرد تنها
پیر مرد خدا رو شکر کرد
که گلی زیبا توی خونش در اومده
گل‌های دیگه به گل تازه وارد سلام گفتن و از اون استقبال کردن
گل عاشق رو به آسمون کرد و به خدا گفت:
خدایا منو توی این باغچه کوچک گذاشتی
من لیاقتم این بود
یا اون سرزمین‌های قشنگی که دیدم
این بود اون سرزمینی که به من وعده داده بودی
خدا گفت:
اولین جایی رو که دیدی اسمش بیابان بود
جایی که توش آب نیست و خاکش داغه داغه
تو اونجا بیش از چند دقیقه طاقت نمی‌آوردی و می‌مردی
گل گفت‌:
خوب اون سرزمین آبی چی بود
خدا گفت:
اون قسمت دریا بود
دریا پر آبه
آب شور
تو اونجا خفه می‌شدی و می مردی
گل گفت خدایا
اون سرزمین سبز رنگ که هم جنس و رنگ خودم بود چی؟
خدا گفت:
اسم اون سرزمین جنگله
جنگل پر از درخت‌های بلند و تو هم رفته هست
تو گلی هستی کوچک که احتیاج به آفتاب داری
وجود اون درخت‌های بلند به تو اجازه نمی‌داد که آفتاب بخوری
تو بدون آفتاب خشک می‌شدی و می‌مردی
گل گفت:
اینجا کجاست
خدا گفت:
اینجا باغچه کوچک پیرمردیه که به تو می‌رسه
آبت میده، کود برات می‌ریزه، مواظب حشره‌های موذی روت نشینه …
گل گفت: خدایا پس چرا تو منو آنقدر عاشق کردی
چرا اونجاها رو به من نشون دادی
خدا گفت:
همه اینها بخاطر این بود که بفهمی و کاملاً درک کنی که من چقدر تو رو دوست دارم
اگر از اول می‌آوردمت اینجا این قدر که الآن می‌دونی دوست دارم اون موقع نمی‌فهمیدی
من تو رو اونقدر دوست دارم که دلم نمی‌خواد تو سختی بکشی
اگر توی صحرا می‌مردی صحرا هم از مرگ تو غمگین می‌شد و دل مرده می‌شد
من هم به خاطر تو هم بخاطر صحرا این کار رو نکردم
صحرای منم قشنگه پر از زیبایی‌هاست
اگر تو توی دریا می‌مردی هم دریا ناراحت می‌شد هم ماهی‌های توی دریا
تو خودت می‌دونی چقدر دریا قشنگه و زیبا
اگر توی جنگل می‌مردی جنگل از قصه دق می‌کرد و خشک می‌شد
اونوقت تمام حیوان‌ها هم می‌مردن
حالا می‌بینی من همه شما رو دوست دارم
گل و دریا و صحرا و هر چیزی که توی دنیاست
همتون زیبا هستین و زیبا
گل گفت خدایا منو ببخش تو چقدر مهربون هستی و ما چقدر نادون
اما یه چیزی روی گل مونده بود
رنگ گل از داغ عشق سرخ سرخ شده بود.
سرخ سرخ.

معرفی 2 نرم افزار رایگان کتاب کودک

 

این محصولات با تلاش متخصصان شرکت دانش بنیان مطهر نت پارس طراحی و ساخته شده است و به رایگان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

شرکت دانش بنیان مطهر نت پارس با توجه به ترویج فرهنگ داستان‌های کهن ایرانی در میان خردسالان دو نرم افزار کتاب جیک جیک مستون و کدو قلقله زن را طراحی و ارائه کرده است.

 
نرم افزار جیک جیک مستون از ضرب المثلی معروف با همین نام الهام گرفته شده و در قالب بستر فضای مجازی پندهای بسیاری را برای کودکان ارائه کرده است.
 
در این نرم افزار طراحان داستان مورچه‌ای که در فصل تابستان به کار و تلاش مشغول است را دستمایه آموزش سختکوشی برای راحتی در آینده کرده اند.
 
در نرم افزار دوم داستان کدو قلقله زن که از جمله داستان‌های موزون ایرانی است به گونه‌ای روایتگر و متل گونه ارائه شده است.
 
این محصولات با تلاش متخصصان شرکت دانش بنیان مطهر نت پارس طراحی و ساخته شده است و به رایگان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.
علاقه مندان می توانند برای دریافت این دو نرم افزار به سایت mteamapps.ir مراجعه کنند

کتاب « تربیت فرزند » برای خانواده ها

این کتاب از انتشارات عطش در طرح ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در نماز جمعه‌های کشور که به‌همت مجمع ناشران انقلاب اسلامی و با همکاری شورای سیاست‌گذاری ائمۀ جمعۀ سراسر کشور در حال اجرا است، معرفی شد.


 

 

به نقل از روابط عمومی مجمع ناشران انقلاب اسلامی؛ کتاب «تربیت فرزند»، حاصل سلسله مباحث تربیتی حجت‌الاسلام حبیب‌ا... فرحزاد در برنامۀ تلویزیونی «سمت خدا» است که با استقبال وسیع مخاطبان رسانۀ ملی روبرو شده است.

با توجه به اهمیت فرزندپروری دینی در ساخت آیندۀ جامعۀ اسلامی، مطالب این کتاب با رویکرد اسلامی بیان شده، و در ضمن ارائۀ مباحث، از کلی‌گویی پرهیز شده و با ذکر مصادیق ملموس، جنبۀ کاربردی آن رعایت شده است. برای مثال وقتی از رفتار با کودکان یا جایگاه دختر و پسر در تربیت دینی سخن به میان می‌آید، موارد آشکاری ذکر می‌شود تا ذهن مخاطب به ابعاد مختلف موضوع نزدیکتر شده و آن را در عرصه تربیت فرزند خود قابل اجرا یابد. از این رو باید این کتاب را اثری مناسب برای آنهایی دانست که می‌خواهند به معیارهای دقیق و عملی تربیت دینی دست پیدا کنند. اختصار مطالب در عین جامعیت که از اقتضائات برنامه‌های تلویزیونی برای مخاطبان امروزی است نیز در کتاب «تربیت فرزند» رعایت شده تا مخاطب در کوتاه‌ترین زمان نتیجۀ مطلوب خود از بحث را کسب ‌کند.

در روزگاری که محصولات فکری و ضدفرهنگی جهان غرب، منشأ اصلی بی‌خدایی در سراسر عالم، برای تمام سنین در کوتاه‌ترین زمان ممکن در دسترس است، و حساسیت والدین در تربیت صحیح فرزندان خود به ویژه در خانواده‌های مذهبی، بروز و ظهور بیشتری یافته است؛ کتاب «تربیت فرزند» می‌تواند پاسخی مناسب به این دغدغۀ‌ مادران و پدران عزیز باشد که در فرصت‌های کوتاه خود در طول روز، با مطالعۀ مباحث خوب این کتاب به نحو شایسته بهره ببرند و موضوعاتی که در مواجهه با فرزندان به آنها نیاز دارند را بیاموزند.

این کتاب از انتشارات عطش در طرح ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در نماز جمعه‌های کشور که به‌همت مجمع ناشران انقلاب اسلامی و با همکاری شورای سیاست‌گذاری ائمۀ جمعۀ سراسر کشور در حال اجرا است، معرفی شد.

ویرایشگر ارشد کتاب فین‌ تک سوزان چیستی است

نویسندگان کتاب فین‌تک را دنبال کنید؛ بیش از ۸۰ نویسنده از بیش از ۲۰ کشور فصل‌هایی برای کتاب فین‌تک نوشته‌اند. شما می‌توانید تعداد زیادی از این نویسنده‌ها را در توییتر دنبال کنید.


 

«سوزان چیستی» کسی است که با هدایت او «کتاب فین‌تک» نوشته شده است، اولین کتاب در زمینه فین‌تک که به‌صورت جمع‌سپاری نوشته شده است. باشگاه بانکداری دیجیتال، چیستی را به‌عنوان یکی از زنان قدرتمند خدمات مالی دیجیتال سال ۲۰۱۵ معرفی کرده است. سوزان در شرکت فین‌تک سیرکل که مدیرعامل آن هم هست، سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، رهبران کسب‌وکار و تأثیرگذاران فناوری‌های مالی را که مشتاق به رشد فین‌تک هستند، به یکدیگر ارتباط می‌دهد.

او در پستی در لینکدین برای کسانی که علاقه‌مند به حوزه فناوری‌های مالی هستند، چند پیشنهاد دارد. سوزان می‌گوید: «همان‌طور که فناوری نقش فزاینده‌ای در بخش خدمات مالی بازی می‌کند، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و سازمان‌ها شروع کرده‌اند در حوزه فناوری مالی به یادگیری اکوسیستم در حال ظهور فین‌تک.»

ازآنجایی‌که فین‌تک روش ذخیره پول، سرمایه‌گذاری، گرفتن وام و دادوستد با یکدیگر را تغییر خواهد داد، میل به آموزش نیز زیاد است. در نتیجه، نوآوری فین‌تک کارکنان بیشتری را در بخش خدمات مالی در سراسر دنیا تحت تأثیر قرار خواهد داد.

سوزان برای کسانی که می‌خواهند در جریان آخرین روندهای فین‌تک باشند، این موارد را پیشنهاد می‌دهد:

۱. در لندن می‌توانید به «Certified FINTECH Course» در مدرسه کسب‌وکار اروپا ESCP که هفتم و هشتم دسامبر ۲۰۱۶ برگزار می‌شود، بپیوندید. در این دوره می‌توانید با متخصصان برهم‌زنندگان مالی و نوآوری دیجیتال تعامل کنید، به تجربه‌های واقعی که مدیران عامل کمپانی‌ها به اشتراک می‌گذارند، گوش کنید و از متخصصان رده‌بالای فین‌تک و استادان دانشگاهی که آخرین دیدگاه‌هایشان را به اشتراک می‌گذارند، یاد بگیرید.

۲. کتاب فین‌تک را بخوانید؛ اولین کتابی که به‌صورت جمع‌سپاری در سطح جهانی توسط انتشارات وایلی منتشر شده است. از مارس ۲۰۱۶ بیش از ۱۰ هزار کپی از این کتاب فروخته شده و به این ترتیب یکی از پرفروش‌ترین‌های جهان و هندبوکی برای سرمایه‌گذاران، کارآفرینان و متفکران شده است.

۳. نویسندگان کتاب فین‌تک را دنبال کنید؛ بیش از ۸۰ نویسنده از بیش از ۲۰ کشور فصل‌هایی برای کتاب فین‌تک نوشته‌اند. شما می‌توانید تعداد زیادی از این نویسنده‌ها را در توییتر دنبال کنید.

معرفی کتاب « رازهای روانشناسی جودو » به نویسندگی « فرشاد نجفی‌ پور »

 

گفتنی است دکتر « فرشاد نجفی پور » دارای مدرک فوق دکترای روانشناسی ورزشی است. همچنین استاد « محمد حسن مجلسی » نیز دانشجوی مقطع دکتری مدیریت ورزشی و مربی بین المللی جودو و کوراش ایران است.


 

در مقدمه این کتاب آمده است: «جودوکارها به منظور دستیابی به شرایط مبارزه‌ای و رقابت باید در تمرین‌های ورزشی ویژه‌ای شرکت کنند. معمولاً تمرین های ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای جودو عبارتند از: کسب آمادگی جسمانی، روانی، حرفه‌ای، فنی و روانی که هر یک ارتباط منحصر به فردی با هم دارند. رابطه این آمادگی‌ها تعیین کننده کیفیت مبارزه و نقش آن در رسیدن به اهداف ورزشی جودو است.

در این کتاب تمرکز ما بر روی یکی از انواع این آمادگی ها، یعنی آمادگی روانی است‌. آن دسته از کارشناسان حرفه ای که مرتب با ورزشکاران جودو سر و کار دارند، جهت مداخله های روانشناسی موثق با هدف برنامه ریزی تقویت آمادگی حرفه ای برای تمرین و مسابقه باید به دانشی مرتبط دست یابند. این دانش موثق در طرح ریزی اثربخش برنامه های آموزشی، همگام با تأمین نیازمندی‌های خاص هر یک از جودوکاران به ایشان کمک خواهد کرد. مشاوران روانشناسی ورزشی، سرمربیان و مربیان آمادگی جسمانی و شرطی سازی از جمله این کارشناسان هستند. »

این کتاب در ۱۲۵ صفحه و از سوی انتشارات « نارین رسانه » چاپ و منتشر شده است.

گفتنی است دکتر « فرشاد نجفی پور » دارای مدرک فوق دکترای روانشناسی ورزشی است. همچنین استاد « محمد حسن مجلسی » نیز دانشجوی مقطع دکتری مدیریت ورزشی و مربی بین المللی جودو و کوراش ایران است.

معرفی رمان خواب باران

وجيهه سامانی در سال ٨٥ رتبه اول جشنواره مطبوعات وزارت ارشاد را كسب كرده، و با کتاب "عروس آسمان" برگزيده جشنواره حبيب غني پور و با رمان "آن مرد با باران می‌آید" برگزیده جشنواره داستان انقلاب حوزه هنری شده است.


 

در خلاصه اثر این رمان "هما" شخصیت اصلی داستان است که از بد اتفاق در خانواده‌ای از هم پاشیده زندگی می‌کند. او و امیر كه يكي از هم كلاسي هاي دانشگاهش است بنای ازدواج دارند، ولی هما از رسمی‌شدن خواستگاری فرار می‌کند، چون هنوز نتوانسته اعتیادش به مواد را ترک کند و بنا دارد تا مواد را ترک نکرده وارد زندگی تازه‌اش نشود. اما هر چه تلاش می‌کند نمی‌تواند به تنهایی از عهده ترک بربيايد. بنابراین تصمیم مي گيرد مسئله را با مادرش درميان بگذارد تا بتواند به کمک او از اعتیاد خلاص شود. اما مادر كه خود زخمي اين ماجراست، این قضيه را برنمی‌تابد، او را زیر بار کتک می‌گیرد و همه وسايل خلافكاري هاي همسرش را به آتش مي كشد. هما از خانه بیرون می‌زند اما وقتي برمي گردد، با جسد نیم‌سوخته‌ی مادرش مواجه می‌شود. او را به مرکز بازپروری می‌فرستند و امیر هم پشت او را خالی می‌کند. همه ي این اتفاقات باعث مي شود هما به كل از رحمت خدا نااميد شود. در اوج همه ي این ناامیدی ها و تلخي ها و سياهي ها، و در نهايت استيصال تصمیم به خودکشی می‌گیرد و رگ دستش را مي زند اما...

غافل از اين كه خدا سرنوشت ديگري برايش رقم زده و تازه از اين جاي ماجرا به بعد است كه زندگي او زير و رو مي شود...

در قسمتی از این رمان میخوانیم:

حالا بیشتر از هر زمانی می‌فهمید که سرد بودن خاک چه معنایی دارد. همین معنایی که حالا ماه‌ها بود میان زمین و آسمان معلق نگهش داشته بود. همین حسی که نه رفتن مادر را باور کرده بود و نه ماندن خودش را. نه می‌توانست مادر را از زندگی‌اش حذف کند و نه جرئت فکر کردن به زندگی بدون او را داشت.

حالا فقط آن مستطیل تنگ و تاریک و بسته را می‌خواست تا ببیند چطور مادرش را به آرامش رسانده است.

وجیهه سامانی نویسنده این رمان تاكنون داور مسابقات داستانی مختلف از جمله: قلم زرين، ققنوس، جوشن، جشنواره ادبی يوسف، جشنواره داستانی بسيج هنرمندان و چند دوره جشنواره داستانی بسيج دانشجويی را به عهده داشته است.

آثار او در دو گروه سنی بزرگسال و نوجوان منتشر شده است كه از جمله آن ها می توان به "بادبادک‌ها"، " عروس آسمان"، "بخوان به نام مهر" و... اشاره كرد كه تا امروز دوازده عنوان کتاب در قالب رمان و مجموعه داستان به چاپ رسانده است.

از آخرین كارهای او «آن مرد با باران می‌آید» و «خواب باران» است که هر دو توسط انتشارت کتابستان معرفت در ماههای اخیر وارد بازار کتاب شده است.

وجيهه سامانی در سال ٨٥ رتبه اول جشنواره مطبوعات وزارت ارشاد را كسب كرده، و با کتاب "عروس آسمان" برگزيده جشنواره حبيب غني پور و با رمان "آن مرد با باران می‌آید" برگزیده جشنواره داستان انقلاب حوزه هنری شده است.

سامانی سال 96 را با "خواب باران" شروع کرد.

او در آخرین اثرش به مسائل اخلاقی، اجتماعی جوانان نظير فقر، اعتیاد و خودکشی پرداخته است.

قسمت هفتم و آخر تک عشق

_کيانا نميگي من بي تو چيکار کنم؟؟تا حالا اميد داشتم برميگردي اتفاقي برات بيوفته چي؟

_برام نه براتون

_چي؟

_منم بچم من تک دلمو سوزوندم اما تک عشقمو پيدا کردم تک عشق من عاشقتم

ادامه نوشته

تک عشق - قسمت شش

نميتونم ديگه ساکت باشم تا همين جاشم زيادي ساکت بودم
_کيارش بزار ترنم حرفشو بزنه 
_ترنم برو خودم همه چيزُ ميگم
_اميدوارم
ترنم اينو گفت و رفت  

 

 

 

ادامه نوشته

قسمت پنج - تک عشق

طرلان_هه عجب سوتي دادي کيا
_بيخيال پيش به سوي خونه ترنم اينا
طرلان_اره بريم تا نگفتي بچه هم ازش داريم
واي اگه واقعا داشته باشم چي؟؟نه بابا بچه کجا بود
ارمان اومد منو طرلان هم سوار ماشينم شديم و رفتيم

 

ادامه نوشته

تک عشق - قسمت چهار

چرا از اول بهش نگفتيم کمي قفسه سينم درد ميکرد و کيارش استراحت کامل و درس....اين جوري درسمم که عقب افتاده بودمو رسيدم حدود يک ماه ديگه کنکور داشتم و بعد مدرسه تمام   

ادامه نوشته

قسمت 3 - تک عشق

کيارش_چرا؟
_حوصله اب بازي ندارم
کيارش_اب بازي تمام شد فقط بايد يکم بدن سازي کار کني و تمام....
_واقعا؟
کيارش_اره امروز ديگه نميخواد بياي فردا بيا باي
_خافظ......

ادامه نوشته

قسمت دوم تک عشق

 

سوار جاجري شدم و گاز دادم و از خانه خارج شدم و به دنبال تري و طرلان رفتم واي اينا از 1 منتظر من بودند پس چرا نزنگيدند؟گوشيم را نگاه کردم سايلنت بود وسي ميس کال داشتم....

 

ادامه نوشته

تک عشق - فسمت 1

بابا نترس کار خلافي ندارم باهات . دوشنبه بيا همون هتل 

_ چرا اونجا

_حالا ... فعلا

و رفت . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و من موندم و هزاران فکر و سوال بي پاسخ ........

ادامه نوشته

پایان نا پیدا قسمت پنجم و آخرین

سریع ادامه ی حرفشو گفتم:من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست.
- دیگه پایان این دوست داشتن مشخص شده عزیزم.یه پایان شیرین!شیرین تر از عسل..!

ادامه نوشته

پایان نا پیدا قسمت چهارم

 

بیچاره تینا...تا لحظه ی اخر عاشق بود.دلم براش میسوخت.اما دیگه دلسوزی من فایده ای به حال تینا نداشت.احساس عذاب وجدان میکردم از این که من باعث این بودم تا بین تینا و آرشام فاصله بیفته.

 

 

ادامه نوشته

پایان نا پیدا قسمت سوم

وقتی رسیدم به اتاقم رفتم سمت کمد و یه تاپ زرشکی رنگ ساده برداشتم با شلوارک لی ابی.حوصله ارایش نداشتم پس بیخیال صورتم شدم و موهامو هم با کش دم اسبی بستم که درست شبیه دختر بچه ها بشم.

ادامه نوشته

پایان نا پیدا قسمت دوم

 

دیگه مطمئنم که این حس قط دوست داشتن نیست.عشقه.
گلوشو بوشیدم و رفتم اب خوردم و دوباره رفتم تو اتاق.با این که قلبم براش می کوبید اما فعلا باید تنبیه میشد.میدونستم براش سخت.از نگاهش دوست داشتنو میشد خوند.

 

 

ادامه نوشته

پایان نا پیدا - قسمت اول

 

- کاری نداری؟
- نه.
- بای.
- زهرمارو بای.خدافظ.
- تو دلت.
با خنده گوشیرو قطع کردم و به آرشام که با ناراحتی بهم نگاه میکرد چشمکی زدم و رفتم تا ساکا رو جمع کنم.

ادامه نوشته

داستان کوتاه قلب زیبا ..........

پیرمرد آن را گرفت و و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را جای زخم قلب مرد جوان گذاشت.


 

مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب را در آن شهر دارد.

جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود.
پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تا کنون دیده اند.
مرد جوان، در کمال افتخار، با صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت.
ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت:"اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست."
مرد جوان و بقیه ی جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند.
قلب او با قدرت تمام می تپید. اما پر از زخم بود.
قسمت هایی از قلب او برداشته شده و بود؛ اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد.
در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود.
مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد.
مرد جوان به قلب پیر مرد اشاره کرد و با خنده گفت:"تو حتما شوخی می کنی... قلبت را با قلب من مقایسه کن؛ قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است."
پیرمرد گفت:"درست است، قلب تو سالم به نظر می رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی، هر کدام از این زخ ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام؛ من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه ی بخشیده شده قرار داده ام. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند، گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند، چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقت ها قلبم را به کسانی بخشیده ام، اما آنها چیزی از قلب خود را به من نداده اند. این ها همین شیارهایی عمیق هستند.
گرچه درد آورند، اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟"
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر بود، به سمت پیرمرد رفت.
از قلب جوان و سالم خود، تکه ای بیرون آورد و به پیرمرد تقدیم کرد.
پیرمرد آن را گرفت و و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را جای زخم قلب مرد جوان گذاشت.
مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود؛ اما از همیشه زیباتر بود...

کتاب « جامعه و تغییرات آب‌ و هوا » به محیط زیست می پردازد

کتاب «جامعه و تغییرات آب‌وهوا» نوشته صادق صالحی و زهرا پازوکی‌نژاد با شمارگان 300 نسخه در 487 صفحه به بهای 24 هزار تومان توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.


 

 

کتاب «جامعه و تغییرات آب‌وهوا» نوشته صادق صالحی و زهرا پازوکی‌نژاد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.

کتاب حاضر تحت عنوان «جامعه و تغییرات آب‌وهوا» تلاش اولیه‌ای است برای کنکاش علمی مسئله تغییرات آب‌وهوا از منظر جامعه‌شناسی برای خوانندگان فارسی‌زبان به‌ویژه در ایران. این کتاب مشتمل بر هفت فصل است.

فصل اول این کتاب «تغییر آب ‌هوا و جامعه‌شناسی» نامگذاری شده است. در این فصل، به‌منظور ارزیابی وضعیت دانش جامعه‌شناختی درباره تغییر آب‌وهوا و گسترش پیوندهای این رشته با ابعاد انسانی آن، ابتدا به بیان دیدگاه جامعه‌شناسان کلاسیک درباه صنعتی‌شدن، شهرنشینی و سرمایه‌داری و تأثیرات آن بر محیط‌زیست که آغاز شکل‌گیری پدیده تغییر آب‌وهوا به‌عنوان یک مخاطره زیست‌محیطی است پرداخته می‌شود و سپس، نظریه‌های جامعه‌شناختی معاصر و نیز نظریه جامعه‌شناسانی که به‌طور تخصصی به این حوزه پرداختند (الریش بک، آنتونی گیدنز، جان اوری و ریلی دانلپ)، بیان می‌شود. در فاصله این دو بحث نیز علت‌های تأخیر جامعه‌شناسی در ورود به بحث تغییر آب‌وهوا، بررسی می‌شود.

عنوان فصل دوم کتاب «تغییر آب‌وهوا و آسیب‌های اجتماعی» است. در این فصل مفاهیم مرتبط با آسیب‌پذیری اجتماعی، تغییر آب‌وهوا و شاخص‌های ارزیابی آن مورد توجه قرار می‌گیرد. به‌زعم مولفان این کتاب، درک و آگاهی از نحوه انطباق و سازگاری مردم، در مواجهه و مقابله با پیامدهای تغییرات آب‌وهوا، نحوه واکنش مردم نسبت به تغییرات آب‌وهوا و میزان حمایت آنها از سیاست‌های معروف به سازگاری و انطباق، بسیار حائز اهمیت است.
 
فصل سوم این کتاب را مولفان «انکار اجتماعی تغییر آب وهوا» نامیده‌اند. یکی از ابزارهای تحت اختیار و دانش‌محور تولیدکنندگان مخاطره، ایجاد شکاکیت درباره مسائل تهدیدکننده جامعه است. شکاکان می‌توانند با استفاده و ترویج دانش مدنظر خود، مانع از ورود اطلاعات خاص به اذهان عمومی شوند تا با این کار نظام معنایی منسجم، وضعیت عاطفی و اثربخشیِ مطلوب خود را در بین مردم حفظ کنند. در این فصل، تعامل بین علم آب‌وهوا، سیاست و رسانه‌ها مورد بررسی قرار گرفته و اقدام تولیدکنندگان مخاطره مبنی بر تأسیس مراکز تحقیقاتی تولیدکننده دانش متناقض اسناد معتبر وقوع پیامدهای منفی تغییر آب‌وهوا، و نحوه بی‌تفاوت‌شدن مردم نسبت به مسئله، زیست‌محیطی درباره تغییرات آب‌وهوا، نحوه بهره‌گیری صاحبان قدرت از دانش در جهت منافع خود بهره‌برداری است.

فصل چهارم این کتاب «تغییر آب‌وهوا، دوراهی اجتماعی و مخاطره جمعی» نام دارد. در این فصل، از تغییر آب‌وهوا، به‌عنوان یک دوراهی اجتماعی با عملکردی در سطوح متعدد (فردی، ملی، بین‌المللی) نام برده می‌شود.
 
در فصل پنجم با عنوان «تغییر آب‌وهوا و پذیرش اجتماعی نوآوری‌های زیست‌محیطی» از نبوغ و نوآوری برای ایجاد جایگزین‌های مثبت برای زندگی با کربن بالا سخن گفته می‌شود. از نظر جامعه‌شناختی، نوآوری در خارج از جهان مادی اتفاقی نمی‌افتد، بلکه در جامعه و در اذهان روی می‌دهد. در این فصل، مفهوم نوآوری اجتماعی، مسائل فناوری در پذیرش اجتماعی تعریف نظری می‌شوند. روند پایین به بالا و نیز روند بالا به پایین در پذیرش نوآوری‌های زیست‌محیطی، توجه به نقش مردم و گروه‌های تأثیرگذار و دولت، بخش دیگر این فصل است. همچنین نظریه‌های جامعه‌شناختی که نوآوری‌های زیست‌محیطی را برای داشتن یک جامعه کم‌کربن به بحث می‌گذارند نیز در ادامه این فصل بیان خواهند شد. جنبه‌های اجتماعی نوآوری‌های کم‌کربن مانند تغییر نظام‌مند، کمنبود بودجه و ضعف حمایتی، هنجارها و ارزش‌ها و رویکردهای تطبیقی (تقاضای اجتماعی، چالش اجتماعیی و تغییرات سیستماتیک)، چرخه پذیرش اجتماعی نوآوری‌های کم‌کربن نیز مورد توجه قرار گرفتند. در نهایت، این فصل با طرح دو مسئله کلیدی مصرف و جابه‌جایی که ارتباط نزدیکی با پذیرش اجتماعی نوآوری‌های زیست‌محیطی دارند به پایان می‌رسد.

فصل ششم این کتاب «سیاست‌های اجتماعی مقابله با تغییر آب‌وهوا» نام دارد. در این فصل ابتدا دو سیاست کاهش و سازگاری که توسط هیئت بین‌الدول تغییر آب‌وهوا به‌عنوان سیاست‌های مقابله‌ای برای کشورها تعریف و تدوین شده‌اند، معرفی شده‌اند. سیاست‌های نظارت بر تولید گازهای گلخانه‌ای در حوزه اجتماعی با ذکر نمونه‌هایی از تحقیقات جامعه‌شناختی در این حوزه بررسی و آنچه در چارچوب سازگاری اجتماعی مؤثر شناخته می‌شود (مانند اخلاق، دانش، مخاطرات فرهنگ) نیز با بیان تحقیقات خارجی و نیز جدیدترین تحقیقات جامعه‌شناسی محیط زیست در ایران مورد توجه قرار می‌گیرد. در ادامه در بخشی با عنوان جامعه‌شناسی و سیاست‌های مقابله با تغییر آب‌وهوا، انواع سیاست‌گذاری اجتماعی در حوزه مدیریت چندسطحی و جهانی، مخاطرات، فرهنگ مصرف، خانواده و نسل‌ها، سازمان‌ها و شبکه‌ها و در نهایت دولت به بحث گذاشته می‌شود. در

نتیجه‌گیری این فصل نیز براساس دیدگاه نظری جان اوری، دو وظیفه برای جامعه‌شناسان تعریف شد: 1. جامعه‌شناسان باید به دنبال مدل‌های علمی مختلف تغییر آب‌وهوا باشند که البته چندان مطلوب و دلپذیر نیستند، 2. جامعه‌شناسان باید جستجو کنند که چه جایگزین‌هایی را می‌توان ارائه داد تا پیامدهای مهلک افزایش‌ جهانی دما کاهش یابد. اوری این وظیفه را به اختصار در قالب دو سناریو برای اجتماعات انسانی در آینده تعریف می‌کند اولی، نوعی جنگ‌سالاری منطقه‌ای برای کنترل سیستم‌های نفتی و حمل‌ونقل را شامل می‌شود که اکنون در منطقه خاورمیانه و افریقا در حال وقوع است و دیگری سناریویی است کهاو آن را تجهیز دیجیتالی اشکال دولتی متمرکز حمل‌ونقل می‌نامد که به‌دقت استاندارد و نظارت شده هستند.

فصل هفتم، یعنی آخرین فصل این کتاب با عنوان «تغییر آب‌وهوا و سیاست‌های اجتماعیِ مقابله با آن در ایران» به مسئله تغییر آب‌وهوا در ایران اختصاص دارد. در این فصل ابتدا، تاریخچه‌ای از روند ملحق‌شدن ایران به کنوانسیون تغییر آب‌وهوا ارائه می‌شود، سپس وضعیت ایران به‌لحاظ تولید گازهای گلخانه‌ای و سیاست‌هایی که دراین زمینه تعریف شده است مورد توجه قرار می‌گیرد. خشکسالی، کم‌آبی، تولید گازهای گلخانه‌ای در بخش انرژی، پدیده ریزگردها که بخش غربی و جنوبی کشور را به‌شدت فراگرفته است، سیلاب‌های غیرفصلی که با روندی مخرب، هرساله استان‌های کشور را تهدید می‌کند و خسارت‌هایی به‌بار می‌آورد، به‌عنوان نشانه‌های تغییرات آب‌وهوایی در ایران بررسی می‌شوند. در ادامه با توجه به نقش جامعه‌شناسی در بررسی تغییر آب‌وهوا، حوزه‌های مطالعات جامعه‌شناختی تغییر آب‌وهوا در ایران، از قبیل مطالعه جنبه‌های اقتصاد سیاسی، تولید و مصرف، نظام‌های فرهنگی و معنایی تغییر آب‌وهوا، فرایند سیاست‌گذاری، عدالت زیست‌محیطی، تحقیق درباره حادثه و جنبه‌های جمعیت‌شناختی حادثه بیان شده است.

کتاب «جامعه و تغییرات آب‌وهوا»، اولین اثر فارسی در این زمینه، کوشیده‌ است تا جنبه‌های مهم و جامعه‌شناختی پدیده تغییرات آب‌وهوا را برای علاقمندان فارسی‌زبان فراهم کند. اساتید دانشجویان و کارشناسان رشته‌های مختلف علوم اجتماعی از جمله جامعه‌شناسی، جغرافیا، علوم سیاسی، اقتصاد، مدیریت، آموزش محیط‌زیست حقوق محیط‌زیست می‌توانند از این کتاب بهره جویند علاوه بر این، اساتید، دانشجویان و کارشناسان رشته‌های مختلف علوم طبیعی مثل محیط‌زیست، اقلیم و ... نیز می‌توانند کتاب حاضر و بخش‌های مختلف آن را مورد مطالعه قرار دهند.

به‌طور کلی مطالعه کتاب «جامعه و تغییرات آب‌وهوا» برای همه کسانی که به شناخت بیشتر ارتباط محیط‌‌ زیست و انسان علاقمندند، و سعی دارند تا با افزایش شناختی علمی، جامعه بشری برای نسل حاضر و نیز نسل‌های آتی پایدار باقی مفید است. 

کتاب «جامعه و تغییرات آب‌وهوا» نوشته صادق صالحی و زهرا پازوکی‌نژاد با شمارگان 300 نسخه در 487 صفحه به بهای 24 هزار تومان توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.

کتاب شهید روز هشتم وارد بازار شد

 

کتاب «شهید روز هشتم» در 428 صفحه با 1000 نسخه شمارگان و بهای 25000 تومان توسط انتشارات صفحه سفید منتشر شده است.


 

روایتی از زندگی و زمانه شهید محمد کچوئی، نخستین رئیس زندان اوین پس از انقلاب در کتابی تحت عنوان «شهید روز هشتم» به تحقیق و قلم سید محمد مهدی دزفولی به رشته تحریر درآمده و توسط انتشارات صفحه سفید منتشر و روانه بازار کتاب شده است.
 
محمد کچویی از مبارزان مشهور پیش از انقلاب اسلامی و نخستین رئیس زندان اوین پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که در هشتم تیرماه ۱۳۶۰ و در محوطه زندان اوین در عملیاتی انتحاری به شهادت رسید.
 
کتاب «شهید روز هشتم» به مقتضای بازخوانی پرونده شهادت محمد کچویی، بازخوانی پرونده‌های سیدمحمد رضا سعادتی، نفر دوم سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۵۸ و نخستین پرونده جاسوسی پس از انقلاب و پرونده تیمسار معدوم احمد مقربی و جاسوسان کا.گ.ب در ایران نیز به حساب می‌آید.
 
کتاب در هشت فصل گردآوری و تنظیم شده است. فصل اول با عنوان «از ولادت تا قدم گذاشتن در راه مبارزه» به کودکی، جوانی، ورود به کار، شروع مبارزه و ازدواج او در سال‌های اوج مبارزه پرداخته است. در فصل دوم به ماجرای دستگیری و اولین دوران زندان او تا آزاد شدن او اشاره دارد و با عنوان «دستگیری و دوران زندان اول» آمده است. نویسنده در فصل سوم به بیان خاطرات بازداشت مجدد شهید کچویی پرداخته است، وضعیت زندان اوین را شرح داده و از حوادث سال 54 و حوادث سال 55 در زندان، سازمان مجاهدین خلق و ... سخن گفته است.
 
فصل چهارم کتاب با عنوان «پیروزی بعد از سال‌ها مبارزه» شامل پیروزی انقلاب و روزهای پس از آن می‌شود و به آزادی شهید کچویی از زندان، تشکیل ستاد استقبال و تدارکات بازگشت امام و اختلاف دیدگاه‌ها درباره اداره زندان اوین، محاکمه شکنجه گران کودتای نوژه و ...اشاره کرده است. فصل پنجم با عنوان «شهادت در روز هشتم» به شکست شورش در زندان اوین و شهادت غریبانه محمد کچوئی پرداخته و روایت‌های مختلفی از شهادت کچویی را بازگو کرده است.
 
«محمد کچویی در کلام مبارزین» عنوان فصل ششم است که در آن نویسنده به معرفی شهید کچویی از زبان مبارزین پرداخته و وی را در کلام افرادی چون شهید لاجوردی و دیگران جسته است. نویسنده در فصل هفتم با عنوان «جنجال سید سیکو» با ارائه مستنداتی به بازخوانی پرونده ترور و نقش سید محمدرضا شیرازی (سید سیکو) که در این ترور از اهمیت قابل توجهی برخوردار است، پرداخته است. و در فصل آخر تحت عنوان «موش کور روسی» به خوانش پرونده تیمسار احمد مقربی همت گماشته است. تیمساری که به جرم جاسوسی برای شوروی دستگیر و سپس در دی ماه سال 1365 اعدام شد.در پایان برای روشن تر شدن موضوع در بخش ضمیمه‌ها برای فصل چهارم و هفتم ضمیمه ای در نظر گرفته تا برطرف کننده ابهامات و پاسخ‌گوی سوالات احتمالی باشد. ودر انتها تصاویر و اسناد برای اثبات مستندات نوشته شده ارائه شده است.
 
در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: « به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357، حاصل سالها مبرزه و تلاش بزرگ‌مردانی است که برای تحقق آرمانهای اجتماعی و اعتقادات مذهبی از جان خود گذشتند تا عدالت را به مردم هدیه کنند. انسانهای شریفی که این روزها کمتر نام و یادی از آنها دیده و شنیده می‌شود. بی‌شک یکی از این چهره‌های موثر و فعال، محمد کچوئی است که پیش از پیروزی انقلاب، سالها در زندانهای رژیم ستم شاهی شکنجه شد و پس از پیروزی انقلاب نیز در متن حوادث قرار داشت و ریاست زندان اوین که یکی از سخت‌ترین مسئولیت‌ها در آن ایام بود را پذیرفت.
 
او با شروع جنگ تحمیلی در جبهه‌های غرب کشور حاضر شد و مسئولیت تدارکات منطقه سر پل ذهاب را بر عهده گرفت، در مقابله و اصلاح گروهک‌هایی همچون فرقان و مجاهدین خلق پیشتاز بود و در رسیدگی به پرونده عاملان کودتای نوژه نقش چشم گیری ایفا کرد. محمد کچوئی تا جایی در هدایت و ارشاد بازماندگان گروهکهای ضدانقلاب پیش رفت که در سن سی سالگی، پدر توابین لقب گرفت. او سر انجام در اوج حوادث تابستان سال 1360 _ هشتم تیرماه _ در جریان یک ترور، در محوطه زندان اوین، توسط یکی از اعضای گروهک منافقین (مجاهدین خلق) مورد اصابت گلوله قرار گرفت و آنگونه که خود انتخاب کرده بود، ناجوانمردانه به شهادت رسید.»
 
کتاب «شهید روز هشتم» در 428 صفحه با 1000 نسخه شمارگان و بهای 25000 تومان توسط انتشارات صفحه سفید منتشر شده است.

کتاب « نظام جهانی مدرن » وارد بازار شد

کتاب «نظام جهانی مدرن» با عنوان فرعی کشاورزی سرمایه‌دارانه و خاستگاه‌های اقتصاد جهانی اروپا در سده شانزدهم نوشته ایمانوئل والرشتاین به ترجمه سناءالدین سراجی جهرمی با شمارگان هزار نسخه در 876 صفحه به بهای 45 هزار تومان توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات روانه بازار نشر شده است.


 

کتاب «نظام جهانی مدرن» با عنوان فرعی کشاورزی سرمایه‌دارانه و خاستگاه‌های اقتصاد جهانی اروپا در سده شانزدهم نوشته ایمانوئل والرشتاین به ترجمه سناءالدین سراجی جهرمی توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.

تنها با پیدایش اقتصاد جهانی مدرن در اروپای سده شانزدهم بود که ما توسعه کامل و برتری تجارت در بازار را به چشم دیدیم. این همان نظام تاریخی است که سرمایه‌داری خوانده می‌شود. سرمایه‌داری و اقتصاد جهانی دو روی یک سکه‌اند. علت دیگری نیست. ویژگی‌ ذاتی یک اقتصاد جهانی سرمایه‌دارانه، تولید برای فروش در بازاری است که هدف نهایی آن بیشینه‌سازی سود است. اقتصاددانان کلاسیک می‌کوشیدند نشان دهند که تولید برای بازارف وضع طبیعی انسان است. استدلال این کتاب این است که چنین شیوه تولیدی تنها یکی از چندین شیوه تولید ممکن است.

در بخشی از مقدمه درباره این اثر می‌خوانیم: «نظام جهانی مدرن در سال 1974 منتشر شد. کتاب در واقع، در سال‌های 1971 ـ 1972 نوشته شده بود. یافتن ناشری برای آن با مشکلات چندی همراه بود. کتاب درباره سده شانزدهم بود و به موضوع کمابیش ناشناخته‌ای می‌پرداخت: یک اقتصاد جهانی که عمداً با یک خط پیوند نوشته می‌شد. کتابی پرحجم بود و پانوشت‌های مستقل بسیاری داشت. هنگامی که منتشر شد، منتقدی با لحنی نه چندان دوستانه، گله داشت که پانوشت‌ها از سر و روی صفحه‌ها بالا می‌روند. سرانجام انتشارات آکادمیک، و چارلز تیلی، ویراستار مشاور دانشور آن، تصمیم گرفتند با قرار دادنش در مجموعه جدید علوم اجتماعی خود، فرصتی را بدان اختصاص دهند.

زمانی که کتاب منتشر شد، پذیرش آن، همه، از جمله و به‌ویژه ناشر و نویسنده را به شگفت‌ آورد. نقدهای مطلوبی در نیویورک تایمز ساندی بوک ریویو (در صفحه نخست) و نیویورک یویو آو بوکس نوشته شد. در سال 1975 جایزه انجمن جامعه‌شناسی آمریکا را برای بهترین اثر پژوهشی دریافت کرد. این جایزه در آن زمان جایزه سوروکین نامیده می‌شد. جایزه چنان نامتنتطره بود که در زمان اعلام آن در جلسه حضور نداشتم. کتاب به‌سرعت به زبان‌های بسیاری ترجمه شد. به فروش خوبی که درخور یک تک‌نگاری پژوهش است نیز دست یافت.

با این همه، بلافاصله کتابی سخت بحث‌برانگیز از آب درآمد. ستایش‌های شگفت‌آوری نسبت به کتاب ابراز شد، اما در معرض نکوهش‌های شدیدی نیز بوده، و اینها از اردوگاه‌های گوناگون بسیاری برمی‌خاست.
 
در آن زمان می‌اندیشیدم که مباحثه‌ام در درجه اول با جامعه‌شناسان وبری است ـ نه خود ماکس وبر، بلکه با استفاده‌ای که در دوره پس از 1945 از مقولات او در جامعه‌شناسی ایالات متحده (و تا حدی، جامعه‌شناسی جهان) می‌شد. کتاب وبر درباره اخلاق پروتستان، به‌طرزی بسیار گسترده، این‌گونه تفسیر می‌شد که منظور آن این است که وجود گونه‌های معینی از ارزش‌ها شرط لازم آن‌ چیزی است که در دوره پس از 1945، اغلب مدرن‌گری یا توسعه (ی اقتصادی) نامیده می‌شد. رویه پژوهشی معمول در آن زمان، بررسی کشور به کشورِ وجود یا به‌وجود آمدن چنین ارزش‌هایی بود. در پی آن، نوعی نظم سلسله‌مراتبی گاه‌نگاشتی از سیر پیشرفت پدید آمد. کدام کشور در رده نخست قرار دارد؟ کشور بعدی کدام است؟ پس از آن کدام کشور است؟ و پرسش منطقی بعدی این بود که یک کشور اکنون باید چه کند تا به رده بالاتر برود؟

من در طلب به‌چالش‌کشیدن این روایت از چندین جهت برخاستم. نخست از همه، بر آن پای می‌فشردم که این فرایند را نمی‌توان کشور به کشور بررسی کرد، بلکه آن را تنها می‌توان در مقوله بزرگ‌تری بررسی کرد که یک نظام جهانی (واژه جهانی هم‌معنا با جهانگیر نیست) می‌نامیدمش ـ یک نظام جهانی، آنچنان که برودل تعبیر می‌کرد.

دوم اینکه، حکم کردم که ارزش‌های مورد بحث به دنبالِ دگرگونی‌های اقتصادی‌ای که در حال وقوع هستند می‌آیند، نه آنکه پیش از آنها باشند. حکم کردم که تنها با قراردادن دولت‌های مختلف در رابطه‌شان با یکدیگر است که می‌توانیم بفهمیم چرا برخی کشورها از نظر کارایی تولید و انباشتِ ثروت پیشتاز هستند

و سوم اینکه، هم ستیزه اصلی وبری‌های پس از 1945، هم ستیزه مدرن در برابر سنتی را رد می‌کردم. در عوض، با این استدلالِ دستخوشِ تحولِ اعضای به اصطلاح مکتب وابستگی همچون سمیر امین و آندره گوندر فرانک وجه اشتراک داشتم که امر «سنتی» همان اندازه متأخر است که «مدرن»، و این دو با همدیگر پدید آمده‌اند، به گونه‌ای کمه می‌توانیم، به تعبیر مشهور فرانک، از «توسعه توسعه‌نیافتگی» سخن برانیم.»

کتاب «نظام جهانی مدرن» با عنوان فرعی کشاورزی سرمایه‌دارانه و خاستگاه‌های اقتصاد جهانی اروپا در سده شانزدهم نوشته ایمانوئل والرشتاین به ترجمه سناءالدین سراجی جهرمی با شمارگان هزار نسخه در 876 صفحه به بهای 45 هزار تومان توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات روانه بازار نشر شده است.

کتاب روایت خوزستان در قاب تصویر اثر علینقی طاهری چاپ می شود

 

طاهری با اشاره به برنامه های بعدی خود اظهار داشت: به سفارش انجمن مفاخر خوزستان کتابی با محتوای چهل گفتگو با چهل فیلمساز خوزستانی در دست تدوین دارم.

به گفته ی طاهری این کتاب که به سفارش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان آماده شده است پیرامون معرفی و تحلیل حدود ۱۵۰ فیلم.سریال و تله فیلمهایی است که موضوعشان، جغرافیا یا فرهنگ خوزستان است.

 
وی که سالها در مطبوعات به کار نقدنویسی فیلم مشغول بود، افزود: حدود ۲ سال صرف گردآوری منابع، بررسی و تحلیل نگارش این کتاب شده است و کتاب در ۳۰۰ صفحه در قطع رحلی بزودی به چاپ می رسد.
 
 
 ، " چهل سال سینمای خوزستان" ، " ۶۰ سال رادیو و تلویزیون در خوزستان " را در کارنامه دارد و برای کتاب "چهل سال سینمای خوزستان " برنده قلم زرین بهترین کتاب سینمایی  از جشن خانه سینما شده است.
 
طاهری با اشاره به برنامه های بعدی خود اظهار داشت: به سفارش انجمن مفاخر خوزستان کتابی با محتوای چهل گفتگو با چهل فیلمساز خوزستانی در دست تدوین دارم.
 
لازم به ذکر است علینقی طاهری کارشناس بازنشسته اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان از پژوهشگران قدیمی سینمای خوزستان بوده که کتابهای "تاریخ نمایش فیلم در خوزستان" ، " چهل سال سینمای خوزستان" ، " ۶۰ سال رادیو و تلویزیون در خوزستان " را در کارنامه دارد و برای کتاب "چهل سال سینمای خوزستان " برنده قلم زرین بهترین کتاب سینمایی  از جشن خانه سینما شده است.

کتاب ملاصالح را بخوانیم

هنرمند و نویسنده نام آشنا و متعهد کشورمان و دوست عزیز و اندیشمندم، حبیب احمدزاده نقش بسیار مهمى در رونمایی کتاب و همچنین نکوداشت ملاصالح در تهران و آبادان داشت که وظیفه خود می‌دانم از حبیب عزیز صمیمانه تشکر کنم


 

 

معاون امور استان‌های سازمان صدا و سیما در یادداشتی مطالعه کتاب «ملاصالح» را به همه خصوصا جوانان توصیه کرد.
به گزارش فارس، علی دارابی از معاونین سازمان صدا و سیما در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرد پیرامون کتاب «ملاصالح» نوشت:
«کتاب مُلّاصالح سرگذشت شگفت انگیز مترجم اسرای ایرانی در عراق است که به همت رضیه غبیشی از انتشارات شهید کاظمی در یازده فصل به رشته تحریر درآمده است. نویسنده در این یازده فصل به سرگذشت عجیب ملاصالح قاری می‌پردازد که در آبادان به دنیا آمده و زندانی سیاسی در دوران طاغوت، اسیر جنگی دوران دفاع مقدس در عراق و حتی پس از آزادی و بازگشت به ایران زندانی بوده است.
ملاصالح به عنوان زندانی سیاسی، ۸ سال در زندان‌های ساواک بود. پس از آن در دوران جنگ تحمیلی توسط نیروهای بعثی دستگیر شد و عراقی‌ها که متوجه تسلط او بر زبان فارسی و عربی شدند، از وی به عنوان مترجم استفاده کردند. شهرت ملاصالح به خاطر دیداری بود که ۲۳نفر از جوانان و نوجوانان با صدام داشتند و او در آن دیدار مترجم صدام بود. دیداری که در بسیاری از شبکه‌های جهانی پخش شد و مانور تبلیغاتی حزب بعث به شمار می‌رفت. او در نهایت پس از ۴ سال در سال ۱۳۶۴ از سوی عراق همراه با ۵۰۰ نفر دیگر آزاد شد.
ملاصالح قاری پس از آزادی و بازگشت به کشور، به اتهام خیانت و همکاری با بعثی‌ها و شکنجه اسرا، مجددا روانه زندان شد. او بعد از ۲سال به قید ضمانت آزاد گردید و در نهایت پس از بازگشت اسرا در سال ۱۳۶۹ با نامه مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی (سید آزادگان)، بی‌گناهیش اثبات شده و از وی رفع اتهام می‌شود.
«۲۳ نفر و آن یک‌نفر» فیلمی تلویزیونی درباره ملاصالح است که به کارگردانی مهدی جعفری از شبکه چهارم سیما پخش شده است. ملاصالح خوب می‌داند سرنوشت پاسداران انقلاب اسلامی در همان بدوِ ورود و به محض شناسایی چوبه دار است و چاره‌ای می‌اندیشد برای نجات پاسداران از مهلکه. زمان تقسیم‌بندی اسرا اعلام می‌کند: «بسیجی‌ها یک طرف، ارتشی‌ها هم یک طرف، پاسدار هم که نداریم یک طرف.» و این جمله پاسدار هم که نداریم، در همان ایام میان اسرا بسیار معروف شد.
خواندن این کتاب را که با نثری روان و بیانی شیوا و البته روایتی داستانی و شیرین قصه زندگی ملاصالح را بیان می‌کند، به همه عزیزان خصوصا جوانان توصیه می‌کنم.
هنرمند و نویسنده نام آشنا و متعهد کشورمان و دوست عزیز و اندیشمندم، حبیب احمدزاده نقش بسیار مهمى در رونمایی کتاب و همچنین نکوداشت ملاصالح در تهران و آبادان داشت که وظیفه خود می‌دانم از حبیب عزیز صمیمانه تشکر کنم. همکاران خوبم در صدا و سیماى آبادان مقدمات تولید مستند ملاصالح را فراهم کرده‌اند که از آنان نیز ممنونم.

مجموعه شهرهای کیانوش رضایی در کتاب یاش

 

بی صدا پرواز کرد…

پلک های صبح را با اشکِ سرد آغوشِ شب دمساز کرد

گرد و خاکِ کوچ خود را ناجوانمردانه نذرِ آسمانِ آبیِ اهواز کرد

 .....

 

به گزارش کازرون نما، کتاب "یاش" شامل مجموعه سروده های کیانوش رضایی شاعر جوان کازرونی توسط انتشارات مایا در شمارگان 1000 نسخه منتشر و امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران  رونمایی شد

گفتنی است: کیانوش رضایی متولد سال 1373 شهرستان کازرون و فارغ التحصیل رشته عمران از دانشگاه جندی شاپور دزفول می باشد. وی سرودن اشعار را از 14 سالگی آغاز و طی 4 سال گذشته به صورت جدی تر به سرودن شعر نو پرداخت که این کتاب به عنوان اولین مجموعه اشعار وی، حاصل این سالها می باشد و به عنوان سروده های شاعر جوان برتر منتشر شده است."یاش" در زبان ترکی قشقایی به معنی اشک می باشد

 

علاقمندان می توانند این کتاب را به قیمت 7000 تومان از کتاب فروشی های زیر تهیه نمایند:

شیراز:  خیابان زند – چهارراه زند - جنب شهرداری مرکزی - کتابفروشی و مطبوعات بین الملل

کازرون: چهارراه مخابرات – ابتدای خیابان قدمگاه – کتابفروشی نشر دانشگاهی

کازرون: بلوار ارتش - جنب اداره راهنمایی و رانندگی – کتابفروشی نشر اندیشه

قائمیه: فلکه اصلی – کتابفروشی داریوش

 

بی صدا پرواز کرد…

پلک های صبح را با اشکِ سرد آغوشِ شب دمساز کرد

گرد و خاکِ کوچ خود را ناجوانمردانه نذرِ آسمانِ آبیِ اهواز کرد

 

لا به لای برگ های زردروی لحظه ها

بر غروبی سرخ بال و با تنی لرزان رها در غصه ها

در سکوتِ خنده ها، در سایه سارِ گریه ها:

کتاب « زنانگی و بدن : نگاهی جامعه‌ شناسانه به بلوغ » وارد بازار شد

کتاب «زنانگی و بدن: نگاهی جامعه‌شناسانه به بلوغ» نوشته منصوره موسوی با شمارگان 550 نسخه در 116 صفحه به بهای 9 هزار تومان توسط انتشارات فیروزه به چاپ رسیده است.


 

کتاب «زنانگی و بدن: نگاهی جامعه‌شناسانه به بلوغ» نوشته منصوره موسوی توسط انتشارات فیروزه منتشر شده است.

جامعه‌شناسی بدن، بدن زنانه و بلوغ، جنسیت و هویت اجتماعی دختران نوجوان، بدن و هویت اجتماعی دختران نوجوان و از خودبیگانگی جنسیتی عناوین فصول پنج‌گانه این کتابند.

شاید خیلی از دانش‌آموختگان جامعه‌شناسی از خود پرسیده باشند که چرا به رغم حضور اجتماعی زنان و کودکان در عرصه‌‌های عمومی اجتماعی در دوران مدرن، مدت زمان زیادی طول کشید تا مطالعات مربوط به زنان و کودکان به عرصه‌ی جامعه شناسی وارد شد؟ شاید ساختار مردانه‌ علم در ابتدای قرن نوزدهم بتواند پاسخی بر چشم‌پوشی بسیاری از جامعه‌شناسان از این سنخ اجتماعی باشد. ویرجینیا وولف در کتاب «اتاقی از آن خود» علوم و فنون و ادبیات را عرصه‌ای می‌داند که تا مدت‌ها در اختیار مردان و برای مردان بوده است. امروزه زنان به مدد جنبش‌های اجتماعی و علمی توانسته‌اند این دیوار را بشکنند و تا حدود زیادی علوم و فنون و ادبیات را از مرزها و محدوده‌های جنسیت جدا کنند.

در واقع به‌مدد جنبش‌های اجتماعی و تغییر نگرش‌ها در زمینه‌ پژوهش‌های علمی است که مطالعات مربوط به زنان و بعدها مطالعات مربوط به کودکان به حوزه‌ی جامعه‌شناسی راه یافته و صدالبته با تأخیر بیش‌تری وارد حوزه‌های علمی جامعه‌ی ما شده است.

علاوه بر گفتمان‌های علمی مردسالارانه، تابوهای اجتماعی و هنجارهای فرهنگی و نیز کهن الگوهای تاریخی گاه برخاسته از جبر جغرافیایی نیز، که زن را به‌عنوان یک جنسیت تعریف می‌کند، باعث شده تا زنان نتوانند جایگاه لازم را در عرصه‌ی مطالعات جامعه‌شناسی کسب کنند. جامعه‌شناسی امروز صرفاً به مطالعات کلان اجتماعی نمی‌پردازد و در پی آن است که بیش از پیش قدم به دنیای روزمره‌ی زندگی انسان‌ها بگذارد.

امروزه مطالعات حوزه‌ زنان با نگرش‌ جامعه‌شناسی روزمره در پی آن است که زنان از تجارب خود سخن بگویند. تجاربی که با داشتن بدن زنانه ارتباط مستقیم دارد، مثل تجربه‌ بلوغ و تغییرات بدنی این دوره که دغدغه‌ مشترک تمام زنان است.

در این کتاب بلوغ دختران نوجوان با نگرش جامعه‌شناسی روزمره بررسی می‌شود و برای بررسی بحث خشونت در خانواده و قوانین حقوقی مرتبط با آن، از مطالعاتِ جامعه‌شناسی جنسیت، جامعه‌شناسی بدن، جامعه شناسی کودکی جامعه‌شناسی خانواده بهره گرفته‌ شده و با نگاهی عمیق و جامعه‌شناسانه به تأمل در جزئی‌ترین و کم‌‌اهمیت‌ترین مسائل روزمره‌ی مربوط به بلوغ دختران پرداخته‌ شده است.

نویسنده در مقدمه آورده است: «به قول استوارت میل در کتاب «انقیاد زنان»، حالا وقت آن است که مطالعات به‌گونه‌ای باشد تا زنان، بدون احساس فرودستی، از خود سخن بگویند و به توصیف و تشریح زندگی، روحیات و مشکلات خویش بپردازند. این مطالعات البته باید ورای نگرش‌های جزمی، مطلق‌نگری‌ها و پیش‌داوری باشد تا بتواند زنان را به صورت یک گروه اجتماعی تام، با روابط و مناسبات و سلایق خاص خود مورد بررسی قرار دهند و این کار برخلاف مسیر برخی مطالعات انتقادی و رادیکالی است که فقط به بحث آسیب‌های اجتماعی محدود می‌شود.

در این کتاب همچنین سعی در بررسی رفتارهای روزمره‌ای داریم که به‌طور معمول، به شکل غریزی و بدون آگاهی از کنش و اهداف‌شان و نیز از رهگذر آداب و رسوم و مجموعه‌ای از پیش‌داوری‌ها و کلیشه‌ها آن‌ها را پذیرفته و درونی کرده‌ایم. پیش‌داوری‌هایی که بنابر دلایل اجتماعی و فرهنگی با تغییرات اندکی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. قصد ما نه انتقاد از دیگران، بلکه آگاهی از عوامل و الزاماتی اجتماعی است که غریزی و طبیعی قلمداد شده و زمینه‌ بسیاری از رفتارهای کلیشه‌ای را فراهم می‌آورند، تا از بازتولید آن‌ها جلوگیری شده و تغییرپذیری آن‌ها را نشان دهیم.»

به گفته مولف اثر، اگرچه در مطالعات جامعه‌شناسی مربوط به دختران نوجوان، کماکان موضوعاتی چون فرار از خانه، ازدواج زودرس (و به دنبال آن طلاق یا بیوگی زودرس)، تجاوز محارم، خشونت‌های خانگی و ترک تحصیل مورد توجه قرار گرفته است، اما نگاهی که جایگاه اجتماعی دختربچه‌ها را نشان دهد و به عوامل انزوای اجتماعی آن‌ها اشاره کند غایب است.

اگر بپذیریم مطالعه‌ زندگی خانوادگی کلید فهم جامعه‌ی انسانی و درک وضعیت اجتماعی اعضای آن است و نیز پیشرفت جامعه و ایجاد جهانی عادلانه با آینده‌ای مطمئن و ایمن از این طریق امکان‌پذیر است، تمرکز بر مطالعات درباره‌ کودکان و بخصوص دختران، ضروری‌تر به‌نظر خواهد رسید و با توجه به این که بیش‌تر اطلاعات ما درباره‌ دختران نوجوان، براساس حدس و گمان است (و این امر بر غفلت‌ ما نسبت به این گروه از جامعه افزوده) این مسئله بیش از پیش اهمیت می‌یابد.

تنها براساس اطلاعات دقیق است که جامعه می‌تواند درباره‌ی هر موضوع، سیاست‌های اجتماعی درستی اتخاذ کند. با اطلاعات بهتر درباره‌ آنچه خانواده‌ها در رابطه با دختران به صورت بالفعل انجام می‌دهند و نیز محدودیت‌های آن در طرز رفتار با دختران، بهتر بتوانیم از دختران نوجوان حمایت کنیم.

از دیدگاه این کتاب، ‌مهم‌ترین موضوعی که جامعه‌شناسی، بخصوص در عرصه‌ مطالعات دختران نوجوان باید به آن بپردازد، بلوغ است. بلوغ دختران در جامعه‌ی ما در هاله‌ای از مذهب، اسطوره و تابو و هنجارها و ارزش‌های اجتماعی مدرن و پیشامدرن پوشیده شده و تبدیل به عرصه‌ای وهم‌آلود و مرزی ناشناخته برای تفکیک کودکی از بزرگسالی شده است. این عرصه‌ وهم‌آلود سبب می‌شود دختربچه‌ها گاه خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شود به دنیای بزرگسالی گام گذارند. به همین منظور در این کتاب، به مطالعه‌ دخترانی پرداخته‌ شده که در سن بلوغ، یعنی سنین دوازده تا پانزده‌سالگی هستند. سنینی که مرز بین دنیای بزرگسالی و کودکی است و این مرزی است که در جامعه‌ی ما مخدوش است.

به اعتقاد نویسنده، ما در این کتاب بلوغ را به‌عنوان مرحله‌ای مطالعه می‌کنیم که دختران بدن و جنسیت خود را تجربه می‌کنند. این مطالعه براساس پژوهشی کیفی در مناطق مختلف شهرهای تهران و مشهد و چند روستای استان خراسان، شیراز و گرگان و زابل به شیوه‌ی تصادفی بوده است که اطلاعات به‌صورت مصاحبه‌ی عمیق و نیمه‌عمیق با یکصد و پنجاه دختر نوجوان گردآوری شده و به‌صورت کیفی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.

در این کتاب تلاش شده رویای دختران نوجوان را با تغییراتی که در کالبد آن‌ها اتفاق می‌‌افتد و عوامل اجتماعی را که در این راستا منجر به از خودبیگانگی‌ آن‌ها با بدن و جنسیت‌شان می‌شود، مورد بررسی قرار گیرد.

کتاب «زنانگی و بدن: نگاهی جامعه‌شناسانه به بلوغ» نوشته منصوره موسوی با شمارگان 550 نسخه در 116 صفحه به بهای 9 هزار تومان توسط انتشارات فیروزه به چاپ رسیده است.

 

ترجمه شعر در ایران ضعیف است

او با بیان این‌که ترجمه را از سال ۷۰ آغاز کرده، یادآور شد: مترجمان آثار کودکان و نوجوانان همانند نویسندگان باید به مسائل روانشناسی کودکان آشنایی داشته باشند.


 

نسرین وکیلی از ضعف ترجمه شعر در ایران سخن گفت و اظهار کرد: در ایران افراد زیادی به ترجمه کتاب مشغول هستند اما در زمینه ترجمه شعر ضعیف هستیم.

این مترجم کتاب کودکان و نوجوانان در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که مترجمی عشق است و نمی‌توان برای این کار، واژه شغل را به کار برد، اظهار کرد: به علت تیراژ کم کتاب‌های ترجمه‌شده از این طریق درآمدزایی ایجاد نمی‌شود.

او با بیان علاقه‌اش به نویسندگی خاطرنشان کرد: برای نویسندگی هم تلاش کردم اما نتوانستم در این زمینه موفق شوم بنابراین به کار ترجمه ادامه دادم.

وکیلی با اشاره به ترجمه کتاب‌هایی ویژه کودکان و نوجوانان، بیان کرد: برای انتخاب کتاب به منظور ترجمه تحقیق می‌کنم.

مترجم کتاب «بلندترین آواز نهنگ» با بیان این‌که مربیان در کنار معرفی کتاب، باید در زمینه جذب مردم به خرید کتاب نیز تلاش کنند، تصریح کرد: والدین باید خرید کتاب را اولویت فرزندان خود قرار دهند.

او با بیان این‌که علاقه‌مندان به نویسندگی بهتر است کتاب‌های ترجمه شده را مطالعه کنند، افزود: همان‌طور که نوشتن حس می‌طلبد، ترجمه هم چنین است.

وکیلی با اشاره به این‌که در ترجمه نباید خیلی متن را دست‌کاری کرد، گفت: مترجم‌ها در کنار وفاداری به متن اصلی، باید داستان را نزدیک به زبان محاوره‌ای محل زندگی و مخاطبان خود ترجمه کنند.

او با بیان این‌که ترجمه را از سال ۷۰ آغاز کرده، یادآور شد: مترجمان آثار کودکان و نوجوانان همانند نویسندگان باید به مسائل روانشناسی کودکان آشنایی داشته باشند.

کتاب « کلید ورود به طب قدیم » با نویسندگی جمشید خدادادی

کتاب «کلید ورود به طب قدیم» در 270 صفحه به شمارگان یک‌هزار نسخه و به قیمت 15 هزار تومان از سوی انتشارات ندای سینا به چاپ رسید.


 

کتاب «کلید ورود به طب قدیم» تالیف جمشید خدادادی از سوی انتشارات ندای‌سینا  روانه کتابفروشی‌ها شد.

بسیاری از پزشکان معتقدند امروزه پایه و اساس علم پزشکی، طب سنتی بوده است. کتاب «کلید ورود به طب قدیم» به تبیین مبانی طب قدیم و پزشکی مدرن پرداخته است. در مواردی که امکان‌پذیر است طب قدیم و پزشکی مدرن را مقایسه کرده و طب قدیم را به زبان علم پزشکی نوین بیان کرده است.

جمشید خدادادی (نویسنده کتاب) در کتاب «کلید ورود به طب قدیم» توضیحات و تجربه شخصی خود را با عنوان کلید برای خوانندگان بیان کرده تا بسیاری از مسائل نهفته برای خوانندگان آشکار شود. در این کتاب تبیین طب قدیم به زبان علمی و حدالامکان ساده و قابل فهم مدنظر بوده است تا خوانندگان بتوانند به راحتی آن را درک کنند.

کتاب «کلید ورود به طب قدیم» در چهار بخش گردآوری شده که هر بخش دارای درسنامه‌های مجزا است. «طب قدیم»، «طب مدرن»، «داروهای گیاهی»، «دارهای شیمیایی و اثرات جانبی آنها» عناوین چهار بخش این کتاب است.

در درسنامه چهارم از بخش اول کتاب آمده است: «هرگاه مزاج اصلی یعنی مادرزادی به خشکی گرایید، در همه سال‌های عمر جسم جوان می‌ماند. اگر این مزاج به سردی یا به تری گراید، در همه سال‌ها به پیران می‌ماند و جسمی که بدان سال رسد که مزاج سن او در آن ایام مانند مزاج اصلی باشد حال او بد می‌شود و به بیماری می‌گراید. 

به عنوان مثال هرگاه مزاج اصلی گرم و خشک باشد، چون از حد کودکی بیرون اید و به جوانی رسد، بد حال می‌شود؛ از آن جهت که مزاج روزگار جوانی هم گرم و خشک می‌باشد و هرگاه دو مزاج گرم و خشک در جسمی پدید آید، آن جسم بسیار از اعتدال دور می‌شود.»

کتاب «کلید ورود به طب قدیم» در 270 صفحه به شمارگان یک‌هزار نسخه و به قیمت 15 هزار تومان از سوی انتشارات ندای سینا به چاپ رسید.

آشنایی با کتاب « هشتاد و اشک »

کتاب «هشتاد و اشک» در 200 صفحه مصور با شمارگان 2500 نسخه و بهای 9000 تومان توسط انتشارات تقدیر چاپ، منتشر و روانه بازار کتاب شده است.


 

خاطرات شهید فتنه‌ی 88، شهید مهدی رضایی به همت مرتضی اسدی و همکاری گروه فرهنگی شهید حجت در قالب کتابی با نام «هشتاد و اشک» نگاشته شده و توسط انتشارات تقدیر منتشر و راهی بازار کتاب شده است.
 
شهید مهدی رضایی متولد دی‌ماه سال 1369 در خانواده‎ای پنج نفره در تهران است. پدرش جانباز دوران هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است. مهدی از کودکی و قبل از مدرسه راه به مسجد می‌یابد و معمولا مکبر مسجد محله‌شان بوده است. شهید رضایی در جریان اعتراضات و راهپیمایی‌های اغتشاشگران  سال 88 به همراه دوستان خود در بسیج مامور مبارزه با اغتشاشگران بوده و چندین بار توسط اغتشاشگران کتک خورده و مجروح شده بود. وی سرانجام در حین ماموریت و گشت زنی در حالی که چند ماه به تولد بیست سالگی‌اش مانده بود، در جریان یک تصادف به شهادت رسید.  
 
کتاب در دو بخش نگاشته شده است. بخش اول شامل خاطرات کوتاه یک تا دو صفحه‌ای از کودکی تا شهادت رضایی از زبان خانواده و دوستان او است و بخش دوم که با عنوان «یاد یاران» آورده شده است نگاهی گذرا به زندگی شهدای فتنه‌ی 88 دارد و به معرفی کوتاهی از چهار شهید دیگر این حوادث پرداخته است. در انتها تصاویر شهید رضایی از کودکی تا شهادت ضمیمه کتاب شده است.
 
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «شهدای فتنه خیلی مظلوم هستند، آن اوایل بنیاد شهید آن‌ها را شهید حساب نمی‌کرد و اجازه نصب سنگ قبر با عنوان شهید هم نمی‌داد تا تکلیف پرونده‌شان در کمیسیون مشخص شود. متاسفانه پس از خاکسپاری پرونده مهدی توسط مسئولین گردانی که در ماموریتشان به شهادت رسیده بود پیگیری نشد.

هر کس به بهانه دلسوزی به کنایه حرفی می‌زد؛ حاج خانم (مادر شهید) از این مساله خیلی ناراحت و دل شکسته بودند، چند روز قبل از سالگرد مهدی همراه با یکی از دوستان به دیدن ایشان رفتیم. مادر شهید رضایی فرمودند: «گردان مهدی پاسخ گوی این وضعیت نیست و یک سال است که وعده وعید می‌دهند! خواهش می‌کنم از طریق بسیج محل پیگیری کنید تا قبل از سالگرد این مشکل حل شود.»
 
آن شب تا صبح خوابم نبرد، خیلی احساس شرمندگی می‌کردم. دو روز پیگیری کردیم اما نتیجه‌ای بدست نیامد. صبح روز سوم رفتم سر مزار مهدی و گفتم: «مادرت دل شکسته است! خودت مدد کن تا شرمنده‌اش نشویم؛ مگر خودت سفارش سنگ سفید نداده بودی آقا مهدی؟!»

بعد از آن روز نمی‌دانم چطور این مشکل حل شد و رئیس بنیاد شهید دستور نصب سنگ قبر را صادر کردند. بلافاصله با پدر مهدی تماس گرفتم و به همراه یکی از دوستان رفتیم بهشت زهرا و سنگ قبر مهدی را همانطور که خواسته بود سفارش دادیم. با عنایت شهید؛ صبح هجدهم تیر چند ساعت مانده به مراسم اولین سالگرد، سنگ قبر نصب شد.»
 
کتاب «هشتاد و اشک» در 200 صفحه مصور با شمارگان 2500 نسخه و بهای 9000 تومان توسط انتشارات تقدیر چاپ، منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

کتاب « مبانی پایه و کاربردی پیوند کبد » برای بخش سلامت نوشته شد

چاقی یکی از عوارض پس از پیوند کبد است که گاهی اوقات مشکلاتی برای بیمار ایجاد می‌کند و در این سمینار در این باره هم بحث و تبادل نظر شد.

 

دبیر اجرایی این سمینار درباره این کتاب در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما گفت: این کتاب نخستین کتاب جامع فارسی و تالیف ۶۰ نفر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران در زمینه‌های مختلف کبد است.
 
ارزیابی‌های پیش از پیوند کبد، انتخاب و آمادگی بیمار، مراقبت‌های زمان پیوند، مراقبت‌ها و مشکلات زودهنگام پس از پیوند و مسائل دیرهنگام پس از پیوند کبد از محورهای این سمینار یک روزه بود.
 
چاقی یکی از عوارض پس از پیوند کبد است که گاهی اوقات مشکلاتی برای بیمار ایجاد می‌کند و در این سمینار در این باره هم بحث و تبادل نظر شد.