افسونگر قسمت دوازدهم و آخر
حقیقت ... چقدر دوستم داری؟!!- دیوونه وار ... اونقدر که دیگه دارم از شدتش می ترسم ... هیچ کدوم نمی خندیدم ... با اخم توی صورت هم خیره شده بودیم ... گفت:- جرئت ... منو ببوس!ازخود بیخود خم شدم روی صورتش که ببوسمش ...
ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 17:40 توسط ادمین
|