یاسمین - قسمت 14 و آخر
بلند شدم و نوار فرنوش رو گذاشتم . صداي فرنوش كه تو اتاق پيچيد . احساس كردم كه بهزاد اومد تو اتاق !
مثل هميشه آروم و ساكت .
يه گوشه نشست و سرش رو گذاشت رو زانوهاش.
ادامه نوشته
مثل هميشه آروم و ساكت .
يه گوشه نشست و سرش رو گذاشت رو زانوهاش.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 19:25 توسط ادمین
|