عشق اول - قسمت 4 و آخر

پشت ساختمون یه استخر بود و کنار ساختمون یه الاچیق بود چندتا پله به در ورودی ساختمان میخورد و کنار

ادامه نوشته

عشق اول - قسمت 3

وقتی ما رسیدیم همه اومده بودن به همه خوش امد گویی گفتیم و رفتیم سر سفره عقد که عاقد هم اومد

ادامه نوشته

عشق اول - قسمت 2

-نه به نظرم مهگل برات عشق نبود یه احساس زودگذر بود چون معمولا هر کی شکست عشقی میخوره داغون میشه

ادامه نوشته

عشق اول - قسمت 1

همون موقع رسیدیم بیمارستان و بردیمش اورژانس من توی راهرو بیمارستان نشسته بودم و اروم گریه میکردم با دستای خونی


ادامه نوشته