یک سبد گل یاس - قسمت ششم و آخر
غریو شادی هوتن فضای اتاق را پر کرد. سبد گل را از روی میز برداشت و درحالی که بدنش از فرط هیجان می لرزید از اتاق خود خارج شد و با شور و شعف به سوی اتاق سپیده به حرکت در آمد تا این خبر مسرت بخش را به سمع او برساند و سایرین را در شادی و خشنودی خود سهیم گرداند...
ادامه نوشته
قسمت آخر رمان یک سبد گل یاس
+ نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 21:59 توسط ادمین
|