هنگامي جامعه سالم و متعادلي خواهيم داشت كه افراد بتوانند با برخورداري از سلامت روان در عرصه‌هاي اجتماعي به فعاليت بپردازند.

در گذشته‌هاي دور، انديشمندان و اديبان با نوشتن پندنامه‌هاي ارزشمند، رسالت خود را در اشاعه اصول متعادل اخلاقي و رواني در سطح جامعه به انجام مي‌رساندند؛ اما انسان امروز كه درگير مناسبات و معضلات پيچيده‌تري است، نيازمند شناخت و به‌ كارگيري روش‌هايي عملي‌تر براي مقابله با دشواري‌هاي فردي و اجتماعي خود است.

آنچه خوانديد، بخشي از مقدمه ناشر است بر كتاب «مديريت روابط زناشويي».

اين معادلات پيچيده در زندگي انسان امروز، آنگاه نقشي مهم‌تر مي‌يابد كه به زندگي مشترك دو انسان راه مي‌يابد. آنجاست كه در هر مرحله از دانش و بينش باشيم، به تجربه‌ها و آموخته‌هاي ديگراني كه بهتر مي‌دانند، نيازمنديم.

شايد به همين دليل مولف درباره استفاده از واژه مديريت در عنوان كتاب مي‌گويد: «استفاده از اين واژه ممكن است خواننده را به سمت اين ديد سوق دهد كه ما با نهادي بسيار مهم و پيچيده سر و كار داريم كه نياز به اداره و مديريت دارد.»

و بلافاصله پاسخ مي‌دهد: «قطعا چنين است، زيرا اداره كردن يك سازمان به مراتب ساده‌تر و آسان‌تر از اداره كردن يك خانواده است.»

مولف به عنوان يك نمونه به اين مورد از تجربيات خود اشاره مي‌كند.

آقايي كه فرماندهي يك پادگان چندين هزار نفره را به عهده داشت، در رابطه با مديريت در منزل دچار مشكل بود و مي‌پرسيد: «دكتر من كه قادرم يك مركز نظامي را براحتي با يك انگشتم بچرخانم، چرا در روابط زناشويي با همسرم دچار مشكل جدي هستم؟»

پاسخ ساده و كوتاه دكتر به آن فرد اين بود: «مديريت يك اداره، سازمان يا مركز نظامي كاملا با مديريت روابط زناشويي يا خانواده متفاوت است.»

پيچيدگي اين مديريت برابر با پيچيدگي روان انسان است كه در تعامل با انساني ديگر چند برابر و با تولد فرزندان تشديد مي‌شود... يك سازمان را مي‌توان براساس قوانين و آيين‌نامه‌هاي واضح و مبرهن اداره كرد؛ ولي خانواده براساس عامل محبت و مودت اداره مي‌شود و اگر قوانيني در آن اعمال مي‌شود، بر پايه محبت و مودت است.

دكتر يونسي (نويسنده كتاب) معتقد است كه در مقوله مديريت روابط در زندگي مشترك، آشنايي با تجارب ديگران بويژه آنان كه در اين رابطه دچار مشكل شده يا سازگاري مطلوبي در زناشويي داشته‌اند، حائزاهميت است. به عبارت ديگر آنان كه تجربه‌هاي ناخوشايندي از ازدواج داشته‌اند و آنان كه تجارب بسيار زيبا از اين پيوند داشته‌اند،هر دو مي‌توانند به عنوان راهنما، ما را در بنيانگذاري مديريتي كارآمد در روابط زناشويي ياري كنند.

در مطالعه اين كتاب به فصلي برمي‌خوريم كه سوالي اساسي را مطرح مي‌كند.

آيا خودتان براي ازدواج تصميم مي‌گيريد يا ديگران؟

و در ذيل سوال چنين مي‌خوانيم:

«گاهي افراد تن به ازدواج با كساني مي‌دهند كه دليل آن تنها فشار والدين و اطرافيان است. افرادي كه به اصطلاح از افراد بله‌گو محسوب مي‌شوند و قادر نيستند سخن دل خود را بگويند، تن به ازدواج با كسي مي‌دهند كه هرگز به او علاقه يا گرايشي ندارند و تنها به اين دليل كه سخن والدين را زمين نزنند، به ازدواج با شخص خاصي تن مي‌دهند.

(آنها) اگر به پيشنهاد ازدواج «نه» بگويند، احساس گناه شديدي مي‌كنند. در حقيقت پايه ازدواج براساس يك احساس گناه و مقابله با آن بنا شده است و نه محبت و گرايشي خاص.

گاهي اوقات دوستان و اطرافيان براي دختر يا پسر، جوي را ايجاد مي‌كنند كه در سايه آن تصميم به ازدواج مي‌گيرند. اين جوهاي ناپايدار پس از مدتي ناپديد مي‌شوند و افراد با تبعات انتخاب خود تنها مي‌مانند.»

و در مورد يكي از روحياتي كه به زندگي مشترك آسيبي جدي مي‌رساند، مولف چنين مي‌گويد: «بعضي نياز شديدي به درك نيازهاي خود از طرف همسر دارند؛ همسري مي‌خواهند كه آنها را حمايت كند. دوست دارند با كسي ازدواج كنند كه حامي و پشتيبان آنها در نيازهايشان باشد. هدف اين افراد از ازدواج فقط حمايت شدن است و بس؛ به طوري كه به دنبال يك جاده يكطرفه در ازدواج هستند؛ به اصطلاح عاميانه، آويزان شدن به شخصي به عنوان شوهر يا زن.

چنين ارتباطي مي‌تواند براي طرف مقابل خسته‌كننده و حتي آزاردهنده باشد.»

و بالاخره به ماجراي قديمي و شايد هميشگي دخالت ديگران و بويژه خانواده‌هاي والدين زوج جوان هم مي‌رسيم و مي‌خوانيم:

«يكي از عوامل مشكل‌ساز و حتي خطرساز در روابط زناشويي، دخالت‌هاي خانواده‌هاي اصلي است.

بسياري از تنازعات زناشويي به اين عامل بازمي‌گردد. اين دخالت‌ها مي‌تواند از جانب مادر، پدر، برادر و خواهرشوهر يا زن باشد. بسياري از استادان خانواده‌درماني، قسمت اعظم اختلافات زناشويي را در ايران به دخالت‌هاي خانواده‌هاي اوليه زوج نسبت مي‌دهند. تجارب باليني نويسنده اين كتاب نشان مي‌دهد تمام مشكل همواره از جانب اين خانواده‌ها نيست؛ بلكه زوجين خود داراي مشكلات شخصيتي مثل خودتمايزنيافتگي يا وابستگي هستند كه راه را براي اين دخالت‌ها بازمي‌گذارند.»

كتاب «مديريت روابط زناشويي» را دكتر سيدجلال يونسي (روان‌شناس) نوشته است و در آن به بررسي آسيب‌ها و راه‌حل‌هاي آنها در روابط زندگي مشترك مي‌پردازد.

ناشر كتاب هم نشر قطره است كه يكي از زمينه‌هاي فعاليتش چاپ كتاب‌هاي حوزه روان‌شناسي است. اين كتاب در 120 صفحه و با قيمت 2500 تومان، چندماهي است كه در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است.