شريك زيرك و مرد سادهلوح
يكي بود يكي نبود. غير از خدا هيچكس نبود. دو شريك، يكي زيرك و يكي نادان به تجارت مشغول بودند. روزي در راه كيسهاي پر از پول پيدا كردند. مقداري از آن را برداشتند و بقيه را زير درختي دفن كردند.
روز بعد شريك زيرك پاي درخت رفت و كيسه پول را برداشت...
اما ادامه اين داستان چيست و چه بر سر مرد سادهلوح ميآيد را بايد در كتاب «شريك زيرك و مرد ساده لوح» بخوانيد.
اين كتاب را بهزاد قلاني بازنويسي كرده و تصويرگرش اميرحامد پاژتار است.
انتشارات «راقم» هم آن را به قيمت 500تومان براي شما چاپ كرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 22:46 توسط ادمین
|