يكي بود يكي نبود. غير از خدا هيچ‌كس نبود. دو شريك، يكي زيرك و يكي نادان به تجارت مشغول بودند. روزي در راه كيسه‌اي پر از پول پيدا كردند. مقداري از آن را برداشتند و بقيه را زير درختي دفن كردند.

روز بعد شريك زيرك پاي درخت رفت و كيسه پول را برداشت...

اما ادامه اين داستان چيست و چه بر سر مرد ساده‌لوح مي‌آيد را بايد در كتاب «شريك زيرك و مرد ساده لوح» بخوانيد.

اين كتاب را بهزاد قلاني بازنويسي كرده و تصويرگرش اميرحامد پاژتار است.

انتشارات «راقم» هم آن را به قيمت 500تومان براي شما چاپ كرده است.