اين همه تلق و ملق

يكي بود، يكي نبود. روزي بود و روزگاري. پشت كوه بازاري بود. توي بازار، بزي آش شلهقلمكار ميفروخت. كنار دكان بزي يك درخت غرغرو بود. درخت صبح تا شب غر ميزد. بزي كه گوشتكوبش را به تغار ميكوبيد، درخت ميگفت: «واي... واي... سر شب تا سحر اين همه تلق و ملق، من چطوري بخوابم؟»درخت غر ميزد و بزي آش ميفروخت و همه آش ميخوردند. اما يك شب بزي هركاري كرد صداي غرغر درخت درنيامد.
شما فكر ميكنين براي درخت غرغرو چه اتفاقي افتاده بود؟اين داستان قشنگ را در «اين همه تلق و ملق» از كتابهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بخوانيد. نويسنده داستان سرور كتبي و تصويرگرش عليرضا گلدوزيان است.
اين كتاب براي گروه سني «الف» و «ب» يعني كودكان پيش از دبستان و سالهاي اول، دوم و سوم دبستان نوشته شده و قيمتش هم 1300 تومان است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20:42 توسط ادمین
|